نقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

نقدی کوتاه بر عکس احسان

همانطور که برای همه ی ما واضح است، مکان عکاسی مسجدی است قدیمی. جایی که خیلی ها به دنبا آمده و خیلی ها هم از میان ما رفته اند. هر یک از ما ایرانی ها با شنیدن لفظ مسجد، برداشت های خاص به خود را از آن داریم. مرگ، بهشت، جهنم، خوب و بد. همه ی اینها از جمله ی رایج ترین این برداشت هاست که تک به تک ما به صورت ناخودآگاه از مفهوم مسجد برداشت می کنیم. اما، در این عکس، عکاس توانسته با استفاده از عوامل مختلفی که در زیر به آنها اشاره خواهم کرد، جهتی ذهنی به بیننده ارایه کند تا مفهومی که عکاس در ذهن خود داشته را به بیننده ها منتقل کند.

 

اولین عامل، انتخاب کادری افقی است. نمادی از سکون یا بهتر بگویم، مرگ. عکاس بی شک به حالت خودآگاه اینگونه کادربندی را انتخاب کرده تا مستقیم یا غیر مستقیم بتواند مفهوم تلخ مرگ را به گونه ای به بیننده ی خود نشان دهد.

دومین عامل، تنالیته ی رنگی است که عکاس از آن بهره جسته، سیاه و سفید. با آنکه در مسجد می توان رنگ های مختلفی یافت-به ویژه در این مسجد، مسجد وکیل که از جمله ی اولین مساجدی است که در ایران در کاشی کاری آن از رنگ صورتی بهره جسته شده-عکاس به این دو رنگ به ظاهر ساده روی می آورد. این نه تنها به صورت قطع خودآگاه است، بلکه نشان دهنده ی شناخت خوب عکاس از رنگ می باشد. مفهوم مرگ در لابه لای عکس بسیار نهفته است. بیننده، خواه خرفه ای و خواه امی به مبانی بصری، می تواند با نخستین دید خود از عکس این موضوع را به سادگی درک کند.

پس از آن می توان به انتخاب کنتراستی بالا اشاره کرد. بی شک انسان تصوری که از مرگ دارد، لحظاتی است که در آن دید انسان نه تنها وضوح ندارد بلکه دچار نقص هایی عمده از جمله ی کوررنگی و عدم توازن نور در دید است. اینها همه تصوراتی است که انسان به صورت ناخودآگاه از مرگ دارد. عکاس با زیاد کردن کنتراست بی شک سعی در بیان این موضوع دارد که فرد خوابیده در عکس-که تنها پاهایش معلوم است-در حال مرگی عجیب است. کنتراست بالای عکس، ابتدا بیننده را از عکس میراند اما بعد از او را به مسیری دعوت می کند. آمان در این عکس بسیار روشن است. همین عامل باعث می شود که مسیر حرکت چشم در این عکس از آن نقطه آغاز شود و نا خواسته به پایین کشیده شود. این عامل سقوط انسان را نشان می دهد و علاوه بر آن نشان دهنده ی آن است که احتمالا از دید عکاس این فرد جایی سقوط کرده دارد. به معنای آنکه تا همیشه در جهنمی سیاه و سفید می ماند. جایی به نام زمین.

ترکیب این عکس نیز بسیار به توانای انتقال پیام آن و حامل بودنش کمک کرده. ببتدا مسجد و ساختمانی متقارن که حسی پر نظم به ما می دهد. سپس پاهای فردی که از دید عکاس مرگی سیاه داشته که فرمی منظم ندارند و حالتی بسیار متناقض با نظم معماری مسجد دارد.

 

در کل این عکس حرفی برای گفتن دارد. حرفی که از چشم کسی پنهان نیست. آن هم اینکه زندگی زمینی پایانی دارد و خواه نا خواه روزی پایان می یابد، البته به دید عکاس، پایانی سیاه و تلخ.

 

+   حامد اخلاقی ; ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir