نقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

عکاسی خودآگاه یا نا خود آگاه، مسإله این است...

در نخستین روزهای شروع هر گونه کاری، چه علوم انسانی و چه غیر آن، بی دلیل انسان به این فکر می کند که کار او از جمله ی شاخص ترین کارهاست. اما بی وقفه زمان می گذرد و گاهی ما، جوانی که تازه به هنر روی آورده، هنوز در خم اول هنر مانده ایم. هنر قرن بیست و یکم، دیگر هنر قرون وسطی نیست. هنر امروز به قول دوست عزیزم پیمان، هنر حامل است. به معنای آنکه هنر باید در بستر خود حامل چیزی باشد. آن چیز می تواند به سادگی یک مفهوم باشد. این مفهوم، عمدتا در هنر مدرن و پست مدرن، به صورت ضمنی در هنر جای می گیرد. پس به چشم و گوش افراد نا آشنا به هنر و تاریخ و روند پیشرفت آن، بسیار زشت می نماید. هنر امروز، هنری است با سابقه ای 2000 ساله. این بدان معناست که هنر، هر آنقدر ناب هم که باشد، بدون دانستن پیشینیان امکان پذیر نمی باشد.

 

در اینجا بحث از گونه ای هنر تصویری است، عکاسی. عکاسی را نمی توان تعریف کوتاه و جامع و شامل داد. شاید عام مردم آن را گونه ای هنر ثبتی می پندارند. هنری که در خدمت ثبت لحظات است. این همان اشتباهی است که چشم نا آگاه به تاریخ هنر می کند. بیننده ی امی به هنر، هیچ گاه توانایی شناخت گونه ای از هنر را که متعالی است ندارد. در اینجا چیزی جای بحث پیدا می کند. آن هم، هنر خود آگاه یا نا خود آگاه؟ کدام درست است و کدام باید بیشتر در این قرن حرفه ای مورد توجه قرار گیرد؟

 

بحث عکاسی را تا حدی می توان از معقوله ی هنر جدا کرد، زیرا عکاسی هنری است جوان. هنری که تازه به دنیا آمده. عکاسی در دسته بندی های هنر هیچ گاه به بلوغ شعر، داستان و یا حتی نقاشی هم نرسیده است. با این وجود پیشرفت های عکاسی بسیار قابل لمس می باشد. به گونه ای که عکاسی در همین دویست یا سیصد سالی که به صورت عمده وجود دارد، شاهد پیشرفت هایی استثنایی بوده. سوالی ذهن همه ی ما را در بر می گیرد. عکاس کیست؟ آیا کسی که دوربینی بخرد و شروع به ثبت حقایق کند، عکاس است؟ آیا از روی نا خود آگاه خود عکس گرفتن روشی قابل قبول برای یک عکاس است؟

 

هنر امروزه دیگر جایگاه ناخودآگاهی نیست. امروزه عکسی ارزشمند است که حامل باشد-در اینجا لازم است به این اصل هم اشاره کنم که هنر، از هر دسته و خانواده ای که باشد حامل مفهومی هست حتی هنر مینیمال. عکسی ارزشمند است که هنر مند ثبت کننده ی آن بتواند شرح عکس کند و منتقد بتواند از دل آن چیزی بیرون کشد. هنری که نا خود آگاه باشد، هنر قابل ارایه ای نیست، چون از دید منتقد آن چنان بی ارزش است که فرد سازنده ی آن، ترجیح به انزوا میکند چون تاب شنیدن نقدی تند را ندارد. هنر باید قالبی حرفه ای پیدا کند. قالبی که در آن همه چیز خود آگاه باشد.

 

هنر زیباست

ح.الف.ی

فرودین 19  1390

+   حامد اخلاقی ; ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir