نقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

نقدی کوتاه بر عکس های شایا صلح جو-قسمت دوم

 

 

قدیم یا جدید، مسیله این است. سوالی که همواره ذهن بشر را به خود کشانده و باز هم می کشاند. اما سوالی در ذهن باقی می ماند: آیا این امکان وجود دارد که عکاس با ترکیبی خاص این مغهوم را به بیننده به گونه ای تاثیر گذار منتقل کند؟ این سوال بار ها به چالش کشیده شده و می شود. در طول این نقد، در کنار بررسی دو عکس از مجموعه ی عکس شایا صلح جو سعی بر روشن کردن پاسخ این سوال خواهم کرد.

ابتدایی ترین عاملی که چشم را به خود می کشد، این است که هر دو ماشی قرار گرفته در عکس هم خانواده هستند. هر دو ماشین های ماستنگ تولید شرکت فورد هستند. آنچه این عکس را بسیار دل نشین می کند آن است که عکاس پشت به نور بوده و به دلیل انتخاب بسیار خوب درجه ی کلوین رنگ، توانسته ترکیب رنگ بسیار خوبی را به نمایش بگذارد. از سایه های موجود در عکس، مخصوصا سایه های زیرین ماشین، می توان زمان عکاسی را حدود ساعت پنج بعد از ظهر دانست. این ساعت بی شک از بهترین زمان های تهیه ی عکس با کمک نور طبیعی است. انتخاب این ساعت برای عکاسی بی شک می تولند عمق رنگی بیشتر به عکس دهد. این عامل در به وجود آوردن آسمانی با رنگ آبی واقعی نقشی بسیار مهم دارد. همین عامل بی شک توانسته باعث ایجاد تضادی رنگی میان سوژه ی اصلی، ماشین قرمز، و آسمان شده است.

در ادامه، می توان به ترکیب بندی خوب عکس اشاره کرد. خط های وارد شده از سمت چپ که از جانب دیگر عکس خارج می شود. این عامل به گونه ای باعث آن می شود که خط های موازی موجود بر بدنه ی ماشین ها به صورتی تشدید شوند. این را نیز باید ذکر کرد که اختصاص حدود نیمی از عکس به آسمان، آن هم در عکسی که سعی در نشان دادن ماشی که وسیله ای زمینی است، دارد کمی باعث کاسته شدن ارزش عکس می شود. البته می توان به گونه ای دیگر نیز بیان کرد, آن هم اینکه اختصاص دادن حدود نیمی از عس به آسمان باعث سردرگمی چشم در حرکت خود در عکس می شود. قرار گرفتن ساختمانی در گوشه ی راستی عکس، کمی از این حرکت روان از سمت چپ به راست را سخت می کند.

انتخاب مکان عکاسی بسیار مناسب است. این از آن بابت است که این دو ماشین، همانطور که در قسمت قبلی نقد خود اشاره کردم، جزو ماشین های بسیار پر قدرت حساب می شوند و بی شک از سرزمین آمریکا می آیند، محیط عکاسی بسیار به محیط طبیعی به وجود آمدن این ماشین ها نزدیک شده است. نزدیک شدن به طبیعتی نزدیک به طبیعت خشک آمریکا بی شک در زیبایی عکس نقشی مهم ایفا می کند. بدنه های بسیار بزرگ و همچنین تایر های بسیار زخیم، حسی خشن را به بیننده عکس می دهد. خشکی محیط عکاسی بسیار به این عامل کمک کرده است. همچنین وجود کمی خاک بر روی این دو ماشی توانسته تا حدی واقعیت زمینی بودن این ماشین ها را بیشتر نشان دهد. اما نکته ای که نباید فراموش کرد طبیعی بودن ساختار است. آنچه عکس را کمی از حالت طبیعی خود خارج می کند آن است که خاک ریخته شده بر روی کاپوت ماشین، بر روی لامپ های جلویی و سپر جلو قرار ندارد.  این عامل کمی به بیننده ی خود این اصل را گوشزد می کند که عکس به صورتی، کارگردانی شده است و نه طبیعی. کارگردانی کردن عکس، بی شک از ارزش عکس نمی کاهد، اما باید این اصل را به یاد داشت که کارگردانی کردن عکس باید ساختار طبیعی را حفظ کند. بدان معنا که کارگردانی طبیعی داشته باشد.

با گذر از عکس اول، که ماستنگ قرمز سوژه ی اصلی است، و رسیدن به عکس دوم، بیننده به گونه ای درک متناقض از عکس خواهد رسید. بدین گونه که تمام عواملی که در عکس اول باعث قوت می شد، در این عکس باعث گونه ای ضعف خواهد شد. ترکیب این عکس بسیار شبیه به عکس اول است، اما تفاوت اصلی موجود در عکس حضور کوهی است که در میان دو ماشین قرار گرفته است. آنچه این ترکیب را به گونه ای از عکس اول، در ترکیب بندی، متفات می سازد خط های برخورد کننده کوه درست در میان عکس است. این عامل به گونه ای باعث آن می شود که در حرکت از عکس نخست به عکس دوم، بیننده به گونه ای برخورد می رسد. این برخورد بیش از پیش با همین خط ها نمایان می شود. نکته ی دیگر آن است که ماشین زرد، آنتن بلند نیز دارد که خطی نسبتا عمودی به وجود می آورد که به بهم ریختگی ترکیب می انجامد. همچنین آنکه این عامل در موازات خط های روی کاپوت است که در این تضاد نقشی بسیار مهم ایفا می کند.

تضاد دیگر موجود در این عکس می توان به پلاک های این دو ماشین اشاره کرد. آنچه که بی شک تضادی بسیار زیاد به وجود می آورد لفظ "گذر موقت" بر روی پلاک ماشین زرد است. این تضاد آنجا به اوج خود می رسد که می بینیم ماشین قرمز که از قضا متعلق به یک یا دو دهه پیش است، پلاکی دایمی دارد. بی شک بیننده عکس بدین نتیجه خواهد رسید که عکاس از گرفتن این عمس قصدی دارد: ماشین قدیمی تر زیبا تر است.

عامل دیگری که باید به یاد داشت نور نه چندان خوب عکس است. این بدان دلیل است که ماشین ها پشت به نور قرار گرفته اند. این کار بی شک تاثیری بسیار قوی بر عکس داشته و در اتقال پیام بسیار کمک کرده است. برای پاسخ به سوال ذکر شده در ابتدا، می توان به این تغییر در حرکت از عکس اول به عکس دوم یافت. عکاس به نحوی هوشمندانه توانسته این حس را به بیننده ی خود انتقال دهد. با بسط دادن عواملی مثبت به ماشین قرمز و قدیمی، و استفاده از عوامل کاملا متفاوت برای ماشین زرد و مدرن تر، حسی را به بیننده منتقل می کند. آن هم اینکه: ماشین قرمز می تواند بهتر از ماشین زرد باشد.

 

حامد اخلاقی

11خرداد 1390    

 

 

+   حامد اخلاقی ; ۸:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir