نقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

نظراتی بر عکس امید امیدواری

 

نظراتی بر عکس امید امیدواری

 

امید امیدواری و عکاسیش، برای شخص من سال ها طول کشید که شناخته شود. امید را هر گاه به انجمن سینمای جوان شیراز می رفتم تا ببینم در دنیای عکاسی چه خبر است می دیدم. آن موقع ها درست او را نمی شناختم. اما از همان نخستین برخورد متوجه روحیه ی گرم و دوستانه ی او شدم. اما دو سالی طول کشید تا آخر این عکاس جوان و خوش ذوق شیرازی را در سومین جشنواره ی عکس فیروزه که تابستان  سال گذشته در تبریز انجام شد، خوب شناختم. آنجا بود که متوجه این قضیه شدم که امید امیدواری نه تنها یک هنرمند واقعی است بلکه معنای انسانیت را بسیار بالا برده است. از آن به بعد بارها نام امید امیدواری بر زبانم چرخیده است. بارها شده که به مادر مهربانم امید را به عنوان دوستی عزیز که تجربیاتی بسیار خوب دارد، معرفی کرده ام. کسی که مفهوم هنر برای رضای هنر را به نحوی درست، به گونه ای انجام می دهد که باید به عنوان قهرمانی برای عکاسان و هنرمندان جوان باشد. تنها می توانم بگویم که امید امیدواری، همیشه لطفی بسیار زیاد به شخص من و بسیاری دیگر داشته که نام او را در سنی کم در دنیای امروز عکاسی شیراز جاودانه کرده است. برای او آرزوی موفقیت هرچه بیشتر را دارم.

عکسی را که از او بر روی سایت عکاسی دیدم، عکسی بسیار زیبا است. عکسی از دل جامعه. از واقعیت های در گذر. از جامعه ای ضمنی که در بطن جامعه ی بیرونی زندگی می کند. امید، نگاهی ادبیات گون به زندگی دارد. او تصویری را به نشان می دهد از دل جایی که خود را به عنوان پایتخت فرهنگی ایران بزرگ می شناسد. زیر پوست شهر را به ما نشان می دهد. تصویری بسیار شبیه به بعضی تصاویر ارایه شده توسط نویسندگان بزرگی همچون همینگوی. جادوی عکاسی در آن است که می تواند مفاهیم عمیق نوشته شده و بسیار صقیل ادبی را در لحظه ای به نحوی زیباتر و قابل لمس تر به بیننده عرضه دارد. او، بی شک درکی عمیق از فضا دارد. فضای عکاسی بر او امری ناشناخته و نا مفهوم نیست. او بسیار خوب می داند کدام قسمت از واقیتی تلخ ولی رنگی را، به صورتی سفید و سیاه به بیننده ی خود عرضه دارد. در این عکس هنر در خدمت هنر استٰ؛ بدین معنا که هنری درک شده توسط عکاس توانسته او را به دنیایی خودآگاه وارد کند که در آن امید بتواند هنری نو، خلق کند. هنری که تکراری نیست. عکس های اجتماعی از گونه های عکاسی است که هیچ گاه تکراری نمی شود. هر عکاسی دیدی نو به این عرصه وارد می کند که نه تنها تکراری نیست بلکه هر یک به نحوی با دیگری تمایز دارد. امید امیدواری، با درکی عمیق از دنیای اطراف خود به جایی رفته که درصد بسیار زیادی از ما حتی از وجودش نیز اطلاعی نداریم. این هنر بی شک هنری حامل است. به این دلیل که پدید آورنده ی آن بی شک از قبل طرح و برنامه ای برای ارایه دادن در ذهن داشته، چه بسا این فکر ساده و سطحی باشد. امید امیدواری در ثبت موقعیتی میان هنری، میان ادبیات و عکاسی، در این عکس بسیار موفق بوده.

عکس کجاست؟ این مرد کیست؟ آن گربه آنجا چه می کند؟ اینها همه سوالاتی هستند که ذهن فعال و علاقه مند به هنر بی شک از خود خواهد پرسید. وقتی این عکس را به صورت نمونه ای کوچک در صفحه ی نخست سایت عکاسی دیدم، احساس کردم عکسی از یک آلونک است. جایی مثل حلبی آباد هایی که در اطراف شهر های بزرگ محل زیستن افرادی است که به پدیده ی شهر علاقه ای به قیمت زندگیشان دارند. بی شک در انتظار باز شدن عکس فکر کردم عکس چه می تواند باشد و معنایش چیست. سوال های بسیاری در ذهنم رفت و آمد کردند. تا آنکه عکس، به واسطه ی سرعت طوفانی ایترنت مثلا 512 ای که دارم، کم کم از بالا شروع به نمایش خود کرد. وقتی اطلاعات کم کم خود را نشان می دادند بیشتر و بیشتر می فهمیدم همه چیز چیست و ماجرای عکس چیست. عکس در اطاقکی کوچک اتفاق می افتد که در آن مردی سیگار به دست در گوشه ی راست عکس در حالی نشسته که گربه ای در حال پرش و بازی کردن نزدیک پای اوست. در دیواری دیده نمی شود. تنها چیزی که تزیین بخش اطاق است، دیوار هایی مملو از نوشته هایی کوچک و بزرگ است. همین خواستگاه هنر نگارشی و هنر بصری در عکس می شود و حسی عجیب ولی ناب و تازه به من می دهد. نگاه مرد به سمت پایین است. همین امر باعث می شود که ناخودآگاه فکرم به سراغ آن رود که مرد دلی پر از دنیا دارد. طریقه ی سیگار کشیدن مرد و سری به پایین افتاده و دستی که با حالت تکیه بر روی تخت گذاشته، همه و همه نشانگر شخصیتی آزرده از اجتماع و واقعیت های اجتماعی برای من است. نکته ی جالبی که برایم در عکس وجود دارد آن است که در میانه ی عکس کمی به سمت بالا عکس هایی بر دیوار می بینیم که البته با کوچکی خود تناقضی عمیق با وضع اتاق دارند. عکس هایی که مرا به یاد عقایدی دینی انداخت که همه ی ما ایرانیان بی شک داریم. اما برایم این سوال باقی ماند که این مرد با وضعی که دارد چگونه می تواند این عکس ها را هنوز بر دیوار ادبی خود که دنیای اوست،‌نگاه دارد؟ در نگاهی عمیق تر به عکس متوجه آن شدم که عکس در خود حرکتی را نهفته دارد. این حرکت از دیوار پشت مرد شروع می شود و به سمت چپ عکس کشیده می شود. در سمت راست فشردگی ادبی بر دیوار بسیار زیاد است که این روند کم کم با حرکت به سمت دیگر شدتی کمتر دارد. این امر می تواند نشان دهنده ی زندگی مرد از گذشته ای روشن به سوی حال و آینده ای بی معنا و سیاه باشد. همچنین این قضیه که مرد پشت به جوانی خود کرده و رو به حال و آینده ی خود نشسته نیز می تواند بسیار قابل تامل باشد.

عکس به طور کلی، از لحاظ من، یک شاهکار است. عکسی که همیشه دوست داشته ام بگیرم اما هیچ گاه نتوانسته ام. شاید بزرگ ترین دلیلش هم سختی ارتباط گیریم با مردم عامی باشد. به امید امیدواری برای این عکس بسیار زیبایش تبریک می گویم. در ضمن باید عنوان کنم که این عکس، از مجموعه ای است که امید امیدواری در دست انجام دارد.

با آرزوی توفیق روز افزون امید

حامد اخلاقی

25فروزدین 1390 

+   حامد اخلاقی ; ۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir