نقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

من و باد

در گذر باد، لحظه ها انگار فریاد می شکند

کوچه ها هر یک به دنبال مادرشان

و من و باد

.

.

.

.

.

.

شش ماهی می گذزیم.

 

ح.الف.ی

 اسفند 27، سنه ی 1389

+   حامد اخلاقی ; ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٧

I, Too, Sing America

I, Too, Sing America
I, too, sing America.

I am the darker brother.
They send me to eat in the kitchen
When company comes,
But I laugh,
And eat well,
And grow strong.

Tomorrow,
I'll be at the table
When company comes.
Nobody'll dare
Say to me,
"Eat in the kitchen,"
Then.

Besides, 
They'll see how beautiful I am
And be ashamed--

I, too, am America.
شعر زیبایی از لنگستون هیوز. لنگستون هیوز از چهره های برجسته ی مبارزه علیه
 برده داری بود. وی از شاخص ترین چهره های هارلم رنسانس است. 
از ویژگی های شعری وی می توان به سادگی در ابراز مفاهیمی عمیق اشاره کرد.
در شعر اضافه شده، وی اشاره به وضع اسفناک برده ها در دهه های 30 تا 50 در آمریکا
 می کند.شعر از دو بند تشکیل شده. در خوانش اول هر خواننده ای بی شک
 به این پی خواهد برد که دو قسمت شعر، یکی به گذشته ای تاریک و دیگری به
 آینده ای روشن اشاره دارد. بزرگترین تضاد موجود در شعر، نخستین خط و خط پایانی
 است. در خط نخست او تنها نام آمریکا را "می خواند" اما در خط آخر او در آمریکا
 "جذب" می شود. او خود را قسمتی از آمریکا می پندارد. این روندی است که در شعر،
 توسط شخص خطاب شده، طی می شود. از بیگانه ای که تنها زمزمه ی نام آمریکا را 
می کند، تبدیل به قسمتی از خاک آمریکا می شود.

+   حامد اخلاقی ; ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٢

کودک تر از لحظه

کودک تر از لحظه ای گمشده تر از عشق من،

هستم.

 من در دانستن با شرمم می دانم که بی روح نبود عشقم.

 من،

 کوتاه تر از نه صد سالی که نوح زنده به عشق جاودانش بود،

 نه، بلکه با حسی پر عمیق تر از آن،

 دوستت داشتم....

 

الماس های کوچک است جاری از دیدگانم،

وعده ی دیدار تو بود،

قولی که من سال ها دادمشان.

می شکستند، صدای چک چیک سکوت را کشته بود

و من مرده تر از مرگی زنده،

شنا در گریه هام می کردم.

 

زبانم چرخشی دیگر،

نه ندارد،

ریگ ریگ، گیر می کند.

 

آه سردی جاری،

من و حصرت تمام نشستن های خالی،

من و هر آنقدر که دوستت داشتم،

من و لحظه های پر از خالیی که...

هیچ....

 

تو باش خوشحال،

من اینجا مرده،

 زنده ام،

در راه عشق باید سوخت،

لیلی خوشحال و مجنون،

می میرد...

 

 ح.الف.ی

+   حامد اخلاقی ; ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٢

همدردی با مردم سخت کوش کشور زیبای ژاپن

ژاپن، بر خلاف آنچه همگان در مورد آن می ژندارند کشوری است با سابقه ای کم نظیر. ادبیات این کشور به هفت قرن قبل از میلاد مسیح باز می گردد. زمانی که شاید در نقاط دیگر دنیا حتی خانه ای هم وجود نداشته، فرهنگ در میان ملت ژاپن به سختی تمرین می شده. ژاپن، کشوری است با بلند ترین و کوتاه ترین فرم های ادبی. شعر های هایکو، نوشته های بسیار کوتاهی است که شمار سیلاب هایش هیچ گاه از عدد 17 تجاوز نمی کند. با این حال حتی گونه های دیگر ادبی آنان از شمار بلند ترین نوشته های ادبی در دنیا محسوب می شود. ملتی سخت کوش که نه تنها به خود بلکه به دنیا نیز بسیار خدمت کرده است. سالیانه بسیاری از ما، حتی در ایران، از محصولات این کشور بهره می بریم. از این جمله می توان به معروف ترین آنها، یعنی سونی، اشاره کرد. سونی شرکتی است چندین ملیتی که نه تنها در ژاپن بلکه در بسیاری از کشور های دیگر دنیا، از جمله میهن خود ما، کار خانه دارد. سالیانه بسیاری از مردم به خاطر محصولات این شرکت و دیگر شرکت های مشابه زندگی را آسوده تر و زیبا تر تجربه می کنند. 

 

ژاپن کشوری است با شرایط منحصر به فرد. علاوه بر واقع شدن بر یکی از خط های اصلی زلزله، در نقطه ای از اقیانوس آرام واقع شده که هر ساله آماج حمله های این اقیانوس نه چندان آرام قرار می گیرد.ژاپن کشوری است کوهستانی. از معروفترین نام هایی که همگان بر آن واقف اند، می توان به کوه فوجیاما اشاره کرد. این کوه از سنبل های همیشگی در زندگی معمولی و حرفه ای مردم ژاپن بوده است. از جمله ی آنها می توانیم به فوجی فیلم شرکت بسیار معروف تولید وسایل حرفه ای عکاسی اشاره کنیم. از سوی دیگر این کشور به دلیل ریزش های مداوم جوی، محیطی بسیار سبز دارد. این باعث شده که از دیرباز تا کنون رابطه ی مردم با طبیعت آنچنان قوی بر قرار شود که بر هر کسی پر واضح خواهد بود. 

 

زبان کشور ژاپن، تنها زبان در دنیاست که هیچ مشابهی ندارد. می توان گفت که این زبانتنها زبان یتیم در دنیاست. ژاپن با داشتن سه گونه ی مختلف زبانی، از عجیب ترین کشور های دنیا در زمینه ی زبان است.

 

مردم این کشور بسیار سخت کوش بوده و برای خود محیطی بسیار امن و زیبا فراهم کرده اند.

 

زلزله ی روز پیش در ژاپن قدرتی معادل 9 ریشتر داشت. بیایید مقایسه ای کوچک با زلزله ی چندین سال پیش شهر بم کنیم. این زلزله توانی معادل 6.5 ریشتر داشت. تعداد کشته های آن به صد و چل هزار نفر رسید. حال آنکه ژاپن تا کنون در حدود یکصد نفر کشته داشته است. این کنته نیز نباید از یاد رود که حدود نیم ساعت بعد از زلزله، سونامی بسیار عزیمی که ارتفاع آن به ده متر نیز می رسیده است خاک کشور ژاپن را در نوردید.

 

بیایید برای نجات یافتگان این حادثه آرزوی سلامت کنیم. کاش راهی بود تا به کمک این مردم بشتابیم.

 

ح.الف.ی

+   حامد اخلاقی ; ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir